قاصدک
نامه ای که مخاطب نداشت! رفیق روزهای خوب ، رفیق خوب روزها سلام رفاقت بین من و تو یک رفاقت یک طرفه است! برای این رفیق خطابت کردم که نخواستم ابتدای این نامه را با کلمات حزن انگیز شروع کنم. با اینکه حزن صدایم را نمیتوانم بیشتر از چند خط پنهان کنم. امروز دستم قلم شد تا چند خطی بنویسد و در گوشه ی دلم به یادگار ثبتش کند. ثبتش کند برای بعد ها! برای بعد هایی که شاید روزی دلم مهر دلش را فراموش کند! این را برای این میگویم که در زمان حال همه میدانند، که با عشق زمان فراموش میشود و با زمان هم عشق. عشق بین من و تو همانند رفاقتمان یک جاده ی یک طرفه است. پس برای همین هم نمیشود توقع داشت بیشتر از انچه که میتوانم تحمل کنم، صبور باشم. شاید بر خلاف حس درونی ام، نا امیدی در این چند خط چشمک میزند . اما اگر بخواهی عشق و عقل را در هم جمع ببندی فکر میکنم شرط عقل باشد که عاشق یک نیم نگاهی هم به اینده ای شاید دور، شاید نزدیک، بیاندازد که در سرش اثری از اسم یار نیست! گفتم که بر خلاف میل درونی ام! این روزها خوشبختانه لحظه لحظه ی زندگی ام را با رنگ امید، رنگ امیزی میکنم. این روزها با خیالت به سر میکنم. خیالت که شیرین است برای من که نگاهت را فقط در رویا دارم. میدانی! هیچ تقصیر تو نیست که پرستوی چشمانت من را با خود همراه کرده است! کار ، کار دل است. دلی که دعا میکنم هیچ گاه ول نشود. دلی که دعا میکنم هیچ گاه مهرش را فراموش نکند! گاهی رنگ امید در زندگی ام آنچنان پر رنگ میشود که مدام زمزمه میکنم: من اون گم کردتم که لحظه لحظه/ تمام راه پشت رد پاشی/ کسی از ما بهم نزدیک تر نیست / مگه میتونی از من دور باشی! بعضی اوقات که غم جدایی ات در چشمانم گرد افشانی میکند مدام زمزمه میکنم: تو رو دوست دارم و گریه / شبا بیدارم و گریه/تا شدم عاشق چشمات/ گریه شد کارم و گریه/ گاهی که زانوی غمم را در اغوشم سخت میفشرم و به این فکر میکنم که روح نازنینت سهم کیست! مدام زمزمه میکنم: نمیدونم تو کجایی دل تو مال کیه / اون دوتا چشمای نازت حالا تو فال کیه/ بعضی اوقات که صبر اندکی که در زندگی خدا نصیبم کرده ته میکشد! مدام زمزمه میکنم: نه میتونم دور شم از تو/ نه میتونم که بمونم/ من نه شاهزاده ی عشقم/ نه شهاب آسمونم/تو نه نیستی و نه هستی/ دیگه خسته ام از خیالام / مونده بی جواب و مبهم / توی زندگیم سوالام/ گاهی دلم میخواهد فریاد بزنم که: جـــــــــــــــــز تو کی میتونه عزیز من باشه/کی میتونه تو قلب من جاشه/مگه میشه مثل تو پیدا شه/همه چیـــــــــــــــــزم آی عزیزم/ بعضی اوقات بنفشه ی تر صدایت میکنم و در رویا تو را با خودم هم صحبت میکنم و زمزمه میکنم: دلم لاله ی عاشق آهای بنفشه ی تر / نکن غنچه ی نشکفته ی قلبم رو تو پر پر / گاهی که به این فکر میکنم که امکان دارد خیلی زود دیر شود ، امکان دارد زمانه، زمانی کوتاه را برای بودن اختصاص داده باشد زمزمه میکنم: تا مه راه رو نپوشونده نگام کن / اگه رو قله سردت شد صدام کن/ یه رنگ مرده از رنگین کمونم/ من این پایین نمیتونم بمونم. بعضی اوقات که در رویا سر کج میکنم و به چشمان کهرباییت با التماس زل میزنم زمزمه میکنم: نزار باور کنم تنهای تنهام/ نمیخوام با کسی غیر از تو باشم/ میخوام از خوابی که لحظه اش یه سال برای دیدن رو ی تو پاشم / اگه تو باشی و دنیا نباشه میشه با تو همه دنیا رو حس کرد/همه دنیا بیاد و تو نباشی دلم دق میکنه با این همه درد/ در بیداری که سهم من از تو تنها رویاست. اما گاهی که در خواب هایم سرک میکشی و قتی چشمانم را باز میکنم زمزمه میکنم: دوباره خوابشو دیدم من لعنتی دوباره/ من هنوز عاشقم ای وای با یه قلب تیکه پاره و در انتهای هر رویا زمزمه میکنم : ببخش باز دوباره چشام به چشمت افتاد / اخه تموم عشق رو نگاه تو یادم داد/ ببخش باز دوباره میمونم و نمیرم/ ببخش اگه حاضرم به خاطرت بمیرم علی لهراسبی بنیامین بهادری رضا صادقی محمد علیزاده فریدون آسرایی احسان خواجه امیری کاوه دانش امین رستمی محسن چاووشی سلام این روزها دارم به معنی عشق فکر میکنم. و جایگاه عشق در زندگی افراد.یه نفر میگفت عشق یعنی دوست داشتن یه نفر بیشتر از خودت و دوست داشتن خودت به خاطر یک نفر. وقتی به جایگاه عشق در زندگی فکر میکنم مدام این جملات استاد علیرضا پناهیان میاد توی ذهنم که: در زندگی زناشویی چیزی به نام عشق وجود نداره! کسی که عاشق یک نفر هست دوست داره همه معشوقش رو دوست داشته باشن و همه عاشق ، معشوقه ی اون باشن اما در زندگی همچین چیزی نیست. هیچ مردی دوست نداره کسی اندازه ی خودش به همسرش عشق بورزه! یا بالعکس هیچ زنی دوست نداره همون اندازه که اون شوهرش رو دوست داره کس دیگری هم همسرش رو دوست داشته باشه! دنبال یه تعریف کامل و همه جانبه از عشق میگردم. به قول مرحوم نادر ابراهیمی :عاشق، کم است، سخن عاشقانه فراوان. یک عاشقانه ی آرام، صفحه72 عسل بانوی من! روزگاری ست_ چه بد!_که دیگر کلام ِ عاشقانه ، دلیل عشق نیست، و آواز عاشقانه خواندن ،دلیل عاشق بودن. این روزها دوتا از اتفاق های خوب در زندگی من افتاد. یکی: دیدن دکتر شاهین فرهنگ! چهره اش خیلی از اون چیزی که توی c.d ها دیده بودم شکسته تر بود و سرفه های نسبتا مکررش به قول خودش تقصیر صدام گور به گور شدست. و دیگری: سر و کله زدن با بچه های نیم وجبی و فسقلی این روزها با دیدن این شکلک ها خیلی میخندم. انشاالله به آرزوهایی که گوشه دلت قایم کردی برسی! خدا همیشه پشت وپناهت یاعلی
سلام این احتمالا اولین و آخرین پست تکراری قاصدک! برای یک هم اتاقی! که گاهی ، فــــقــــط این تک بیت حافظ رو زمزمه میکنه! حافظ وصال میطلبد از ره دعا یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن این روزها به آدم بدون حوا فکر میکنم. یعنی این روزها به آدم بدون حوا زیاد فکر میکنم. اصلا این روزها آدم بدون حوا شده تمام فکر و ذهنم.خواب و بیداری. واقعیت و رویا. شاید برایت عجیب باشد که مگر میشود آدم بدون حوا. به این فکر میکنم که چرا حوا نداری! اگر حوا داشتی من هم میتوانستم راحتر خودم را متقاعد کنم. که مال من نیستی! که مال تو نیستم! مدتی ست که نگاهایت برام غریبه نیست. مدتی شده که وقتی میبینمت حرفی به جز حال و احوال دارم. یاد اولین روزها میافتم و اولین ها همیشه خیلی شیرین است. شاید زیادی شیرین! هنوز هم خوب یادم مانده. هنوز هم زلالی چشمانت را خوب یادم مانده است . که وقتی همان چشمان پاک همان چشمانی که با هزار شیطنتی که از دوران کودکیت برایم تعریف کرده اند به چشمانم گره میخورد اثری از کوچکترین شیطنت در چشمانت نبود. بگذار من اعتراف کنم. *بگذار من اعتراف کنم که گاهی به شیطنت نگاهت کردم. گاهی با شیطنت به چشمانت زل زدم؛ و تو اصلا در این وادی ها نبودی. تو چقدر مثبت فکر میکنی درباره ی من. من آن نبودم که تو فکر میکردی. اصلا حواست هست. مگر میشود هر هفته یک روز مشخص اتفاقی باشد. کجای این دنیا زندگی میکنی که انقدر خوش بین هستی. بعضی اوقات فکر میکنم دنیای تو با دنیای من فرق دارد. دنیای تو شیطنت ندارد دنیای تو اشتباه ندارد دنیای تو شاید من را هم ندارد. اما من اما دنیای من شیطنت زیاد دارد. اشتباه تا دلت بخواهد. و تو را زیاد! سلام این روزها بلاگفا بیشتر از هر کس دیگه ای از من فحش میخوره! صد رحمت به مرده! سرعت مرده از سرعت بلاگفا بیشتر! دو پست قبلیم که خیلی هم دوسشون داشتم حذف شد دیشب: فیلم سوپر استار رو دیدم! و فکر میکنم تنها فیلم تهمینه میلانی که ازش خوشم اومد! چون تهمینه میلانی فمینیسم ِ و توی فیلماش همیشه باید یه زن قهرمان داستان باشه! در فیلم سوپر استار هم یه زن، یه دختر ، یه جنس مونث تونست سوپر استار داستان رو عوض بکنه! اما به نسبت بقیه کاراش به نظرم منطقی تر بود! بازی شهاب حسینی که جای خودش رو داره! امیر علی دل شکسته با کوروش سوپر استار مقایسه کن! تفاوت از زمین تا اسمان است! امروز: نامه ای نوشتم برای یک دوست! براش آروز میکنم به آرزو هایی که گوشه دلش قایم کرده برسه! این روزها: دوست دارم زیاد بنویسم و مهمتر از همه دوست دارم دلم بگه و دستم بنویسه اما نمیدونم چرا نمیشه! کاسه سرم لبریز از کلمه ست! اصلا گاهی میترسم دولا شم! که نکنه کلمه ها روی زمین پخش بشه و اون طوری جمع کردن اون همه کلمه از کف زمین مکافات! نمیدونم چرا دستم نمینویسه! دلنوشته هام رو! این روزها : تمام آهنگ هایی که گوش میدم یه جوری خلاصه میشه به احسان خواجه امیری یا به قول دختر عمه ام آقا احسان ! سلام به نظر من بچه ها پاک ترین موجودات روی زمین هستن. یه نفر پیدا شده یه سری سوال جدی از یه سری بچه پرسیده، جواب این بچه ها برای من خیلی جالب بود. گفتم احتمالا برای تو هم میتونه جالب باشه. جوابهای جالب و عجیب بچه ها به سوال های جدی بهترین سن برای ازدواج چند سالگی است؟ «۸۴سالگی! چون در آن سن مجبور نیستید کار کنید و میتوانید هی دراز بکشید و فقط همدیگر را دوست داشته باشید.» جودی، 8 ساله «مهدکودکم که تمام بشود، میروم و برای خودم دنبال زن میگردم!» تام، 5 ساله در اولین قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه میگویند؟ «در اولین قرار ملاقات فقط به هم دروغ میگویند و این معمولا باعث میشود که از هم خوششان بیاید و یک قرار دوم بگذارند.» مایک، 10 ساله مساله حیاتی: بهتر است آدم ازدواج کند یا مجرد بماند؟ «دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها باید ازدواج کنند چون یک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بیفتد و تمیز کند!» لینت، 9 ساله «بابا از این چیزها سردرد میآورد. من فقط یک بچهام. من همچین بدبختیهایی نمیخواهم.» کنی، 7 ساله چرا دو نفر عاشق هم میشوند؟ «هیچ کس نمیداند چه اتفاقی میافتد، ولی من شنیدهام که یک ربط هایی به بویی که آدم میدهد دارد، برای همین است که مردم این قدر عطر و ادکلن میخرند.» جین، 9 ساله «میگویند یکی به قلب آدم تیر میزند و این حرفها، ولی مثل اینکه بقیهاش این قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله عاشق شدن چطوری است؟ «مثل یک بهمن که برای زنده ماندن باید زود از زیر آن فرار کنی.» راجر، 9 ساله «اگر عاشق شدن مثل یادگرفتن حروف الفبا سخت است، من یکی که نمیخواهم. خیلی طول میکشد.» لئو، 7 ساله نقش خوشتیپی در عشق! «اگر میخواهید کسی که در حال حاضر جزئی از خانوادهتان نیست، دوستتان داشته باشد، خیلی مهم نیست که خوشگل باشید.» ژوانه، 8 ساله «فقط قیافه مهم نیست. من را نگاه کنید. خیلی خوشتیپم. اما هنوز کسی پیدا نکردهام که با من ازدواج کند.» گری، 7 ساله چرا عشاق دست هم را میگیرند؟ «میخواهند مطمئن شوند که حلقههایشان نمیافتد، چون خیلی بالایش پول دادهاند.» دیو، 8 ساله عقاید محرمانه درباره عشق! «من عشق را دوست دارم، فقط به شرطی که وقتی تلویزیون کارتون میدهد، اتفاق نیفتد.» آنیتا، 6ساله «عشق آدم را پیدا میکند، حتی اگر خودت را از آن پنهان کنی. من از 5 سالگی تلاش میکنم که خودم را از آن پنهان کنم ولی دخترها مدام پیدایم میکنند.» بابی، 8ساله «خیلی دنبال عشق نیستم. فکر میکنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافی سخت هست.» رژینا، 10 ساله ویژگیهای شخصی برای اینکه عاشق خوبی باشید؟ «یکی از شما باید بلد باشد که خوب چک بنویسد، چون حتی اگر صد هزار کیلو هم عشق داشته باشید، باز هم یک قبضهایی هست که باید پرداخت کنید.» آوا، 8 ساله راههایی که میشود کسی را عاشق خودتان کنید؟ «به آنها بگویید که فروشگاههای زنجیرهای شکلات دارید.» دل، 6 ساله «یک سری کارها را نکنید مثلا اینکه کتانی سبز بدبو داشته باشید... ممکن است با این کارتان توجه کسی را جلب کنید اما توجه، عشق نیست. » آلونزو، 9 ساله «یکی از راههایش این است که دختر مورد نظر را برای غذاخوردن بیرون دعوت کنید. حتما یک چیزی بخرید که دوست دارد؛ مخصوصا سیبزمینی سرخ کرده.» بارت، 9ساله چطوری میشود فهمید دو تا آدمی که توی رستوران غذا میخورند عاشق هم هستند؟ «فقط نگاه کنید و ببینید که مرد صورت حساب را برمیدارد یا نه. این راهی است که میشود فهمید عاشق شده یا نه.» جان، 9 ساله «عاشقها فقط به هم خیره میشوند و غذایشان سرد میشود. بقیه بیشتر به غذا توجه میکنند.» براد، 8 ساله «اگر یکی از آن دسرهایی سفارش بدهند که با آتش درست میکنند، عاشقند. چون یعنی قلب خودشان هم آن جوری است... توی آتش» کریستینه، 9 ساله وقتی مردم میگویند: دوستت دارم، به چه فکر میکنند؟ «به خودشان میگویند: بله واقعا دوستش دارم. ولی کاش میشد حداقل روزی یک بار دوش بگیرد.» میشله، 9ساله چطور میشود عاشق ماند؟ «اسم زنتان را فراموش نکنید... این کار کل عشق را نابود میکند.» راجر، 8 ساله «همسرتان را زیاد ببوسید. این کار باعث میشود او یادش برود که شما هیچ وقت آشغال را بیرون نمیگذارید.» رندی، 8ساله سلام
این روزها زیاد یاد ماه رمضون پارسال می افتم. یاد خنده ای که پارسال بعد ازشش ماه دهم- یازدهم ماه رمضون روی لبم نشست. ماه رمضون پارسال اتفاق خوب زیاد داشت . از نمایش شب آفتابی که امسال نمیدونم چرا اجرا نشد بگیر...... تا کار خیر. اتفاق شیرین، اتفاقی که باعث کار خیر بشه و بشه یه صفحه از دفتر خاطراتم. به "خیزش عروسک ها" فکر میکنم، به همون ایده ی زیبایی که پارسال ماه رمضون آقای نجف زاده دادن. این روزها به خیزش عروسک ها فکر میکنم. به اینکه کودکی با آرزوهایی بزرگ اما دستانی ناتوان و قلبی شاید امیدوار ، نگاهش به نگاه ماست . شاید دختر بچه ای آرزوی این رو داشته باشه که عروسکی داشته باشه با موهای طلایی که شب موقع خواب اون رو بغل بگیره و چشمای کوچولوش رو روی هم بزاره! شاید یه ماشین اسباب بازی قرمز رنگ بشه تموم رویاهای یه پسر بچه که از صبح تا شب سوارش بشه و توی دنیایی سیر کنه که از فقر و غم اثری نباشه. این روزها به طرح "خیزش عروسک ها2 "فکر میکنم. پیش خودم گفتم حالا که آقای نجف زاده بنا به ماموریتی که رفتن ،سرشون شلوغه. خودمون دست به کار بشیم. فکر میکنم خریدن یه هدیه ی کوچولو برای بچه هایی که توی بیمارستانن یا توی پرورشگاه. یا بچه هایی که توی خونه با فقر دست و پنجه نرم میکنن یا بچه هایی که توی خیابون ها با بسته های آدامس از لابه لای ماشین ها رد میشن، توی این ماه زیبا خیلی کار شیرینی! نشوندن گل خنده روی لبهای کوچولو بچه ها مگه میشه کار شیرینی نباشه! به امید روزی که غم سراغ بچه ها نیاد! این روزها کتاب "دا" رو نمیتونم یه لحظه زمین بزارم. عجیب این کتاب ادم رو جذب میکنه! وقتی خودم رو میزارم جای راوی با اون همه مصیبتی که کشیده به این فکر میکنم که اگه من تو اون شرایط بودم ، میتونستم دوام بیارم یا نه! بعد خودم جواب خودم رو میدم و میگم: نه بابا! تو صبرت اندازه ی همین مشکلات روزانه نیست. صبر سیده زهرا حسینی رو توی اون روزهای خرمشهر با صبر خودت مقایسه نکن. (امروز هم یعنی 9 شهریور خانم سیده زهرا حسینی مهمون ماه عسل بود. چقد این مهمون ماه عسل خوشحالم کرد. منم مثل احسان علیخانی فکر میکردم، با اون همه مصیبت و دردی که کشیده با اون همه صحنه ای که دیده الان باید خیلی افسرده باشن.ولی ایمان که بالا باشه آدم راضی میشه به رضای معبودش.)
![]()
![]()
. تربیت مربی کودک .
از هفته آینده هم احتمالا کلاس ها شروع میشه.
فقط مسیرش یه کمی ، همچین دور ! ولی خدا رو شکر که با مترو میشه رفت و توی ترافیک نمیمونی!







![]()

![]()
. از بس این بلاگفا ......
!
النــــــاز!
یک دوست که با وجود هزاران کیلومتر فاصله که بینمان افتاده اما هنوز نتونسته حریف خاطره هامون بشه!![]()

«زیبایی یک چیز ظاهری است، نمیتواند خیلی ماندگار باشد.» کریستینه، 9 ساله
| Design By : Night Skin |



